ما اجازه نمی‌دهیم کیفیت فنا‌پذیری حیات بی‌معنا جلوه کند و روایت محصول این امتناع است. محصول پافشاری لجوجانه ما بر معنا بخشیدن به جهان و زندگی‌مان.
برگ

Friday, March 11, 2011

دیریست ندیده ایم رخسار ترا


عکس پرسنلی انداختم وقتی تحویل گرفتم آقای عکاس درکنار روتوش عکس زحمت کشیده بود بینی ام را نیز جراحی کرده بود البته جراحی پزشک عمومی که بخواهد کار متخصص زیبایی  را انجام داده باشد تا عکس را از پاکت کوچکش درآوردم جا خوردم به آقای عکاس گفتم آقای محترم من اگر از بینی خود راضی نبودم که تا به حال صد بار جراحی اش می کردم البته زیر بار نرفت که عکسم را خراب کرده است من هم مجبور شدم از عکس های قبلی ام استفاده کنم وقتی برای الهام تعریف کردم متوجه شدم آقای عکاس محله ی آنها هم همان بلا را سر بینی الهام آورده است چرا آقاها همه فکر می کنند همه ی دخترها از بینی شان ناراضی اند؟ چون اکثر آنها ناراضی اند! به همین سادگی  و از آنجا ذهنم به زیبایی شناسی های جدید و پس از آن مه رویان و دلبرکان نقاب دار افتاد که کسی نمی تواند بفهمد پس پشت این نقاب، پریچهره و ماهروست که در وی پریی، پری رخی پنهان است؟ یاچهره ی زرد و دیده ی خواب آلود؟  

با وحیده عروسی دعوت بودیم به تالار که رسیدیم جلوی ما خانمی با گیسوان کمندش ایستاده بود که  با پیچ و تاب ، درهم شده، حلقه حلقه، چون زنجیر تا پایین کمرش می رسید من و وحیده با چشم و ابرو به هم اشاره کردیم که یعنی چه زلفان قشنگی! فردای آن روز در مراسم مرسوم  پاتختی هر دو همان خانم را دیدیم که موهایش به زحمت تا گردنش می رسید

می گویی چه ناخن های قشنگی می گوید کاشته ام می گویی چه ابروان زیبایی می گوید تاتو است جلو که می آید رد قرمز تاتوی قبلی را هم می بینی. بینی هم که دیگر مظلوم ترین و غریب ترین عضو چهره است هیچ کس دوستش ندارد موهایت را کجا رنگ کرده ای؟ کجا مش کرده ای؟ کجا فر کرده ای؟ نه رنگ نه مش نه فر کلاه گیس است پوستش می درخشد اما وقتی صورتش و در اصل کرم پودرهایش را می شوید تازه چهره ی خسته اش از اینهمه باری که تحمل کرده است نمایان می شود

این جماعت اما زیبایی ها را از دریچه ی خودشان می بینند و از اطرافیان خود این گونه  درباره اش می پرسند ناخن هایت را کجا کاشتی؟ نکاشتم ناخن های خودم است کلاه گیست را از کجا خریده ای؟ خیلی طبیعی است انگار موهای خودت است! برای اینکه موهای خودم است. و به همین ترتیب درباره ی  سایر اجزای چهره

زنان از زمان باستان هم به زیباتر شدن علاقه داشته اند نمونه اش پیدا شدن اسکلت زنی که لوازم آرایشش هم کنارش بوده است بخش   جدایی ناپذیر وجود هر زنی زیباتر شدن و زیباتر به نظر رسیدن است که غیر از این باشد کائنات چیزی کم داردکاش دختران و زنان  تنها به این بسنده می کردند که  زیبایی های خود خودشان را قدری پر رنگ تر کنند نه اینکه از اصل و اساس داغانش کنند کاش حتی گاهی هم بدون هیچ آرایشی اما با اعتماد به نفس ظاهر می شدند آرایش کردن خیلی خوب است به شرطی که در تایید زیبایی های خودت باشد  زیبایی های طبیعی خودت را پر رنگ تر کند نه اینکه زیبایی خودت را از اصل و اساس رد کند و بدلش هم مالی نباشد که فکر هم کنی مالی هست چقدر دوست دارم زنها و دخترها زیبایی های  طبیعی خودشان را باور کنند

ای گوی زنخ، زلف چو چوگان داری

ابروی چو قوس، و تیر مژگان داری

خورشید جبین و چهره چون مه داری

میگون لبی و چشم چو مستان داری


فقط باید باورشان کنی

No comments: