ما اجازه نمی‌دهیم کیفیت فنا‌پذیری حیات بی‌معنا جلوه کند و روایت محصول این امتناع است. محصول پافشاری لجوجانه ما بر معنا بخشیدن به جهان و زندگی‌مان.
برگ
Showing posts with label پیلاتس: Pilates. Show all posts
Showing posts with label پیلاتس: Pilates. Show all posts

Tuesday, July 28, 2015

هفده دقیقه است که شده است چهارشنبه، حساب نکرده‌ام اما فکر کنم از شنبه شب تا این ساعت فقط ده پانزده ساعت خوابیده‌ام. (همه‌ی آثار بی‌خوابی کشیدن‌ها را خودم متوجه‌ام اگر دیگری‌ها به چشم‌شان نیاید.) با‌همه‌‌ی این کلافگی و خستگی و داغون بودنم، کلاس امروز واقعا عالی بود. یک حرفی از روز نخست کلاس‌هایِ فن بیان و البته اجرا روی دلم مانده است که هنوز نتوانسته‌ام بگویم. امروز هم پایان جلسه اجازه گرفتم که بگویم نشد، به نظرم، درست یا غلط، ورزش پیلاتس و تمرین‌های فن بیان و البته اجرا رابطه‌ی تنگاتنگی با هم دارند. در حد و اندازه‌ی فهم و برداشت خودم تا اینجا و تا این جلسه به نظرم اگر کسی برایش جدی است که در این مقوله بهترین باشد باید پیلاتس را هم جدی بگیرد. خستگی‌ام اجازه نمی‌دهد بیش از این درباره‌اش توضیح بدهم ولی از یک چیز خوشحالم فن بیان، مهارت‌های اجرا در رادیو و تلویزیون، پیلاتس، کلاس‌های داستان نویسیِ آقای جزینی، تمام کارگاه‌های فلسفه برای کودکان آقای قائدی و کارگاه‌های پژوهشگاه و تجربه‌های بسیار دیگرم همه به هم ربط دارند و تردید ندارم یک روز در باشکوه‌ترین شکل خود، گرد هم خواهند آمد، اگر نفسی که ممد حیات است وقتی فرو می‌‌رود یادش بماند که بیرون هم بیاید.

پ.ن: به یکباره و به طرز عجیب و غریبی اتفاق‌هایی افتاده است که نظم زندگی‌ام را برهم زده است، امیدوارم خیلی زود بتوانم در بین این همه کلافگی و دلهره و آشفتگی خودم را با وضعیت تازه سازگار کنم. هر چند که بی‌اندازه دشوار است. 

Saturday, June 13, 2015

استفاده از توپ در تمرین‌های ورزشی بسیار مهم  است، چرا که باعث افزایش مهارت ورزشکار می‌شود. در مراکز مختلف به‌خصوص در مرکز آموزش ورزش پیلاتس جهان در آمریکا، نیز بررسی‌های زیادی بر روی روش‌های استفاده از توپ صورت گرفته است. پس از بررسی‌های علمی درباره‌ی پارامترهایی مانند شکل، وزن، ویژگی‌های سطح توپ، استاندارهای خاصی برای تولید توپ در ورزش پیلاتس مد نظر قرار گرفته است. موسسه پیلاتس ایرانیان با رعایت این اصول، برای سفارشِ  ساخت توپ ویژه‌ی تمرین‌های پیلاتس اقدام کرده است تا از این ابزار آموزشی برای رشد و ارتقا سطح مهارت مربیان و ورزشکاران پیلاتس بهره بگیرد و روش‌های نوین را در اختیار علاقه‌مندان قرار بدهد.
این توپ ساخته شده  از مواد پی وی سی و ضد ترکیدن است که به سفارش موسسه پیلاتس ایرانیان در کشور تایوان مطابق با استانداردهای روز کشور آمریکا به قطر ۱۹ سانتی متر و وزن تقریبی ۱۰۰ گرم تولید شده است.
استفاده از توپ کوچک پیلاتس، ضمن حمایت کمر در اجرای تمرین‌ها، دامنه حرکتی را افزایش می‌دهد، برای مثال مقایسه اجرای تمرین عضلات شکم در دو حالت دیگر یعنی بدون استفاده از توپ یا اجرای حرکت به کمک توپ بزرگ، نشان داده شده است که اجرای تمرین‌های شکم، زمانی که بخش پایین کمر روی توپ کوچک پیلاتس قرار می‌گیرد دامنه حرکتی افزایش می‌یابد و به‌این‌ترتیب عضلات، بیشتر درگیر می‌شوند. توپ کوچک پیلاتس باعث می‌شود تا عضلات شکم، بدون اعمال فشار یا آسیب به کمر، درگیر اجرای حرکت شوند.


پ.ن: توضیحات از موسسه پیلاتس ایرانیان است و درون بسته‌بندی توپی بود که امروز تحویل گرفتیم. 

Monday, January 12, 2015


این حرکات کششی در پیلاتس، بسیار انجام می‌شود، اگر هفته‌ای سه روز ورزش آرام و بی‌دردسر پیلاتس را انجام دهید، نه تنها پیشگیری است که اگر خدایی نکرده، مشکل ستون فقرات، دیسک کمر و خیلی از درد‌‌های شایع را دارید، آهسته و پیوسته محو می‌شود. ورزش، سلامتی است، پیلاتس اما فوق سلامتی است. 

Monday, October 06, 2014

پیلاتس در مدارس، ای کاش...
امروز در باشگاه تمام مدت داشتم فکر می‌کردم اگر مدیر یک مدرسه‌ی غیرانتفاعی بودم یا حتی در آموزش‌و‌پرورش سمتی اثر‌گذار داشتم، پیلاتس را هفته‌ای سه ساعت در مدارس اجباری می‌کردم. به نظرم در میان این همه  فوق برنامه‌ که در مدارس به عنوانین مختلف اجرا می‌شود پیلاتس ضروری‌ترینشان است چرا که هم سلامت جسمی بچه‌ها را تضمین می‌کند هم تمرکز آنها را بسیار افزایش می‌دهد. من که رشته‌ی تخصصی‌ام تربیت بدنی نیست اگر کسی در این زمینه دستی بر آتش دارد برای شروع، حتی شده از یک مدرسه، آغاز کند، بی‌‌شک فراگیر می‌شود. 

Wednesday, September 24, 2014


.پیلاتس به ذهن شما یادآوری می‌کند که شما جسم دارید


منبع: صفحه‌ی پیلاتس



Saturday, September 20, 2014


منبع عکس: صفحه‌ی پیلاتس

حتی اگر پیلاتس‌کار نیستید و رشته‌ی ورزشی‌تان چیز دیگری‌است یا حتی اصلا ورزش نمی‌کنید به تفاوت‌های اجرای حرکت مربی و شاگردها نگاه کنید، بدنشان خط کش نیست، شکم‌هایشان را بیرون داده‌اند، پایشان پوینت نیست، نحوه‌ی نگه ‌داشتن سرهایشان به گونه‌ای است که به ستون فقرات و کمرشان فشار  وارد می‌آورد،جهت دست‌هایشان اشتباه است. بعد هم وقتی می‌گویی پیلاتس خوب است می‌گویند: نه بابا! خیلی ورزش بیخودی است، من رفتم داغون شدم، پدر کمرم درآمد، از وقتی رفتم مچم درد گرفته است و دیسکم زده بیرون...


Friday, September 05, 2014

همین الان از کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان رسیدم خونه. عصبانی و برزخ. رفتم برای یک اجرای حلقه‌ی کندوکاو فلسفی بچه‌ها عالی بودند گزارشش را جداگانه می‌نویسم اما هر چه از رفتار بی‌ادبانه و توهین‌آمیز و تحقیرآمیز مدیر آن بنویسم کم نوشته‌ام. نمی‌نویسم کدام مرکز و شعبه‌اش اما فکر کرده‌اند اگر کسی از چهار تا بطری آب بتواند گلدان درست کند می‌تواند بچه‌های ما را هم پرورش دهد. (رسیدم دقیقا مشغول همین کار بود) گشاده رویی و خوش برخوردی و خوش اخلاقی و احترام به مخاطبی که در برابرشان ایستاده و حرف می‌زند زیر صفر! رفتارش با وجود کار کردن در یک فضای فرهنگی اوج بی‌فرهنگی و نافرهیختگی بود. هر چه فکر کردم کاسب‌های محله‌مان با وجود اینکه ادعا ندارند کار فرهنگی می‌کنند چه بسیار از او فرهیخته‌تر و مودب‌تر و فرهنگی‌تر. حالا که افتاده‌ام در گستره‌ی کارهای عملی و رفت‌وآمدهایم در این مراکز بیشتر شده است عمق فاجعه‌ را بیشتر درک می‌کنم. آدم فکر می‌کند کانون پرورش فکری چند درجه ممکن است از مدارس گشوده‌‌تر و باز تر عمل کند. اما یک بار دیگر فهمیدم گول نام را نخورم. مدرسه‌ای که هفته‌ی گذشته با ایشان کار کردم همه‌ی کارکنانش به قدری خوش‌رفتار و فرهیخته بودند که من تا شب دو سه بار به واسطه‌ای که مرا معرفی کرده بود پیامک زدم و خواستم از رفتار خوب و بزرگ‌منشانه‌‌شان تشکر کند. وای که همین الان هم که یاد حرکات این خانم می‌افتم کهیر می‌زنم. کی می‌خواهیم بفهمیم ما هیچی نیستیم، باور کنیم که هیچی نیستیم بفهمیم که هیچی نیستیم و این هیچی نبودن را زندگی کنیم شاید تفییری در رفتارمان با مردم ایجاد شود. 

پ.ن: همیشه فکر می‌کردم هر وقت بچه‌دار شوم بی برو‌برگرد یکی از مراکزی که به دردش می‌خورد کانون پرورش فکری است. امروز به این نتیجه رسیدم اول باید بروم ببینم کسانی که در آن مرکز کار می‌کنند نمره‌ی اخلاق و رفتار اجتماعی‌شان چند است. برای خودمان متاسفم حق داریم که بی‌وقفه به فرهنگ گذشته‌مان چنگ بیندازیم، برای آینده‌مان نگرانم.

شاید برای همین چیزهاست  که وقتی یکی از استادها سر کلاس تعریف کرد که در بزرگراهی   شهرداری بزرگ نوشته بود  تهران شهر اخلاقیک دفعه کلاس ترکید از خنده! انگار لطیفه تعریف کرده بود خیلی خوشم آمد که که استاد هم به شهردار گفته بود این یعنی جک. 

من دوست دارم به آیندگانی امیدوارم باشم که از دل نظام آموزشی فلسفه‌برای‌کودکان، آیندگانی خوداصلاح، با اخلاق، دموکرات بار بیایند. آخ که چقدر باید برای جا انداختن چنین برنامه‌ی کارآمدی این همه خون دل خورد.

پ.ن یک : امروز فهمیدم چرا این خانم تلفنی این قدر تحویل گرفت چون بلافاصه که کلاس تمام شد آمد از بچه‌هایی که دور تا دور میز حلقه را تشکیل داده بودند عکس انداخت. حتما عکس‌ها را ضمیمه گزارشی می‌کند که در آن نوشته است ما در این مرکز در فلان تاریخ کلاس فلسفه برای کودکان داشتیم. 

پ.ن دو: الان می‌روم پیلاتس کمی ذهنم آرام شود.

Saturday, August 30, 2014

نمایش عضلات در اجرای تمرین رول آپ

Sunday, June 08, 2014


پیلاتس ورزشی نیست که بشود در خانه به تنهایی با سی‌دی آموزشی انجام داد حتی در باشگاه هم باید زیر نظر مربی تایید شده، انجام شود. بخش معرفی با‌شگاه‌های موسسه‌ی پیلاتس ایرانیان فعال شده است. می‌توانید  برای پیدا کردن باشگاهی که مربی آن مورد تایید است اینجا را کلیک کنید. 

Monday, June 02, 2014

Monday, May 26, 2014

پیلاتس برای مامان‌های خسته

پیلاتس، نه تنها ورزش سلامتی است که ورزش خستگی در کردن است. مدتی است به این فکر می‌کنم مامان‌ها خسته‌ترین موجودات عالم هستند که به همان اندازه هم بی‌شکایت روزگار سپری می‌کنند. شاید پیلاتس بهترین ورزشی است که با آن می‌توان آرام‌آرام خستگی‌های زندگی زناشویی، خستگی مسولیت‌های مادر بودن و همسر بودن و خستگی کارهای خسته کننده‌ی خانه و شغل پر زحمت خانه‌داری را از تن این موجودات نازنین به در برد. خستگی یک مامان، تنها خستگی جسمی نیست خستگی فکری و روحی و دغدغه‌ی چه می‌شود‌های بسیار است و پیلاتس این ویژگی را دارد که جسم و روح‌ات را با هم از خواب  بیدار می‌کند و رفته‌رفته رخوت را از تن‌ات بیرون می‌برد و سر حال‌ات می‌کند. اگر برنامه‌ی زندگیم را به گونه‌ای دیگر نوشته بودم به سمتی می‌رفتم که مربی پیلاتس شوم و باشگاهی راه بیندازم که تنها و تنها از زنان خانه‌دار و زنان افسرده و زنان خسته ثبت‌نام کند چون برای دختران قرتی باشگاه فراوان است. مامان‌های خسته‌تان را با پیلاتس دریابید. 

Friday, May 02, 2014

Thursday, April 03, 2014

«با شروع تمرین‌های ورزشی پیلاتس پس از ده روز متوجه تغییراتی در بدن خود می‌شوید بعد از بیست روز دیگران متوجه این تغییرات می‌شوند و پس از سی روز با بدنی کاملا متفاوت روبه‌رو می‌شوید.»

در تبلیغات ورزش پیلاتس تعریف بالا را هم از این ورزش زیاد می‌بینید اما رسیدن به چنین مرحله‌ای مقاومت و مداومت می‌خواهد ورزش پیلاتس در عین اینکه ورزش بسیار آرامی است قدرتی هم هست و اگر کسی پیش از شروع این ورزش سابقه‌ای در ورزش‌های دیگر نداشته باشد ممکن است جا بزند. خانمی در باشگاه ما در همان جلسه اول بساطش را جمع کرد و شاکی سالن را ترک کرد. این ورزش با همه‌ی آرامشی که دارد نیاز به صبوری و مقاومت و مداومت هم دارد. ویژگی پیلاتس این است که شما هیچ وقت به حرکات عادت نمی‌کنید و قرار نیست بعد از یک مدت انجام حرکات برای شما آسان شود.  اگرچه همه‌ی ورزش‌ها مفید هستند و برای سلامتی عالی‌اند اما به نظرم ورزش پیلاتس چون
 سن و سال نمی‌شناسد و در هر سنی و با هر درد و مرضی می‌توان آغازش کرد یک سروگردن از ورزش‌های دیگر بالاتر ایستاده است. 
امیدوارم با اتمام تعطیلات برای سلامتی جسمی و روحی خود در سال جدید برنامه داشته باشید من هم به شما توصیه می‌کنم اگر تصمیم دارید باشگاه ثبت‌نام کنید از پیلاتس شروع کنید پشیمان نمی‌شوید.

Sunday, March 16, 2014

پیلاتس با تنظیم مجدد ستون مهره‌ها به تقویت عضلات مرکزی بدن کمک می‌‌کند، انسان در دوران کودکی نعمت رشد طبیعی و متعارف جسمانی را دارد، اما با شروع دوران بلوغ، جسم افت می‌کند، شانه‌ها خمیده و عضلات شل و آویزان می‌شود و نیروی حیاتی رو به تحلیل می‌رود، این قضیه امری فراگیر و طبیعی است، اما به کمک پیلاتس عضلات میانی یا مرکزی بدن قدرت پیدا می‌کنند، زمانی که عضلات مرکزی بدن را تقویت می‌کنید، میزان تعادل و استقرار صحیح را افزایش خواهید داد.

Sunday, November 17, 2013

عاقبت به خیری با پیلاتس

 ورزش را با بدنسازی شروع کردم به قول روزنامه نگارها ورودم به مطلب خوب نبود اما در آن سال ها و آن روزها تنها ورزش مرسوم برای تناسب و سلامتی و این حرف ها بدنسازی بود الان که فکرش را می کنم شبیه اعتراف گرفتن بود وارد باشگاه که می شدی اولین چیزی که مربی می خواست مثلا ده دور دور زمین بسکتبال بدوی من هنوز هم اگر در یک دوهمگانی شرکت کنم نفر آخر می شوم اما می دویدم بعد باید مثلا پنجاه عدد دراز و نشست می رفتی یک نفر باید محکم پاهایت را می گرفت و باید کاملا از جا بلند می شدی و رخ به رخ با کسی که پایت را گرفته بود وگرنه حرکتت شمرده نمی شد معمولا در بهترین حالت بیست تا می رفتم بعد حرکات دیگری مثل طناب زدن و پروانه و بارفیکس که همه ی اینها با هم  یک ساعت را پر می کرد

بعد از مدتی کم کم در باشگاه گوشه و کنار صحبت از ورزشی به نام ایروبیک شد تعریف و تمجید از ورزشی شاد که تازه وارد باشگاه شده بود در دوره ای که این قدر مرسوم نبود در باشگاه ها حرکات موزون تدریس کنند ورزشی این همه شاد معجزه بود وقتی می رفتی باشگاه ثبت نام کنی می پرسیدند بدنسازی یا ایروبیک؟ اما کم کم بدنسازی محو شد ایروبیک ماند. ده سال تمام ورزشم ایروبیک بود اوایل واقعا لذت می بردم و با جدیت هم پی گیری می کردم  اما در این چند سال اخیر با روحیه ام سازگار نبود آهنگ های تند و بلند با جیغ جیغ مربی و شمارش بچه ها آرامشم را برهم می زد شوخی های بی مزه خانم ها با مربی, تعریف و تمجیدهای خاله زنکی و خیلی چیزهای دیگر  آرام آرام این ورزش را از چشمم انداخت  دیگر  نه تنها به چشمم ورزش  شادی  نبود که اینهمه همهمه و هیاهو؛ ذهن پرهیاهویم را آرام که نمی کرد هیچ گیج و ویجم می کرد به ویژه که این اواخر مربی ای داشتم که فکر می کرد زیادی بامزه و شوخ طبع است مثلا به حرکت های زمینی که می رسیدی اگر قرار بود بیست و پنج تا از حرکتی بروی یکدفعه روی مثلا چهارده می موند بیست بار هم می گفت چهارده بعد که کفر بچه ها در می  آمد ادامه می داد که پانزده, شانزده و..... یکبار همین مربی مرا صدا کرد و گفت تو چرا اصلا حرف نمی زنی و با بچه ها گرم نمی گیری لبخند زدم و هیچی نگفتم اما  تو دلم گفتم (در کل تو دلم زیاد جواب آدم ها را می دهم)  نه اومدم مهمونی نه  اومدم که فَکَّم رو ورزش بدم اما چاره ای جز سکوت و ادامه دادن  نداشتم
یه مدت هم برای ایجاد تنوع ایروبیک را به اضافه ی بدنسازی با دستگاه رفتم یک ساعت ونیم و گاهی نزدیک به دوساعت ورزشم طول می کشید اما به جای اینکه سرحال شوم جنازه می شدم و تا شب احساس خستگی وکوفتگی و بدن درد داشتم.

بعد از مدتی کم کم زمزمه پیلاتس شروع شد به محض اینکه شنیدم ورزشی جدید آمده است با ویژگی های خاص خودش تردید نکردم حتما هر چه بود از ایروبیک بهتر بود و ایروبیک را رها کردم حالا دیگر خانمی که ثبت نام می کرد می پرسید ایروبیک یا پیلاتس؟ من اما امیدوارم به مرور زمان ایروبیک هم حذف شود.  نمی خواهم از تاریخچه پیلاتس بگویم و اینکه چگونه ورزشی است که با یک جستجوی ساده همه چیزش رو می شود فقط می خواهم تجربه شخصی ام را توصیف کنم به عنوان کسی که برای سلامتی سال هاست ورزش می کند و مربی های بسیاری دیده است
 و اما بعد
جلسه اول کلاس تا پایان یک ساعت فکر می کردم داریم گرم می کنیم هنوز ورزش شروع نشده است اما با صدای مربی که روز خوبی داشته باشید و کف زدن بچه ها فهمیدم تمام شده است همه چیز آروم بود موسیقی، صدای مربی، خود مربی, حرکات و نرمش ها حتی وقتی یکی از بچه ها چوبش را با صدا روی زمین انداخت مربی تذکر داد که چوب هایتان را آرام روی مَت هایتان بگذارید آن قدر سکوت و آرامش هست که ناخودآگاه هیچ کس حرف نمی زند.  هر چه بیشتر می گذرد تردید ندارم  این همان ورزشی است که این سال ها در ذهنم به دنبالش بوده ام
این ورزش چهار سطح دارد که سطح یک و بالاترین آن کمربند قرمز  است  که همین باعث انگیزه بیشتر هم می شود. بعد از ورزش روی ابرها راه می روی و پر از انرژی هستی از شصت سالگی به بعد کج و معوج نیستی جسم و روحت را با هم از خواب بیدار می کند دراز و نشست هایت هر بار بیشتر از هشت عدد نیست با فواصل متفاوت اما هشت عدد! که همان را هم حتی مربی نمی شمارد تا نیمه هم بیشتر بلند نمی شوی اما تاثیرش از دراز و نشست های بدنسازی خیلی بیشتر است چون مهم تمرکز کردن است نه حتی  تعداد حرکت ها. سن و سال هم ندارد در هر سنی می توانی شروع کنی کمر درد و پادرد و ناراحتی های زانو و شانه و ستون فقرات که بسیار هم در بین خانم ها شایع و رایج است مانعی برای این ورزش نیست که چه بسا مداومت در آن نارحتی های این چنینی را از بین می برد. من هیچ وقت تجربه ی یوگارا نداشته ام اما وقتی کسی ازم می پرسه پیلاتس چیه می گم یوگا و یک چیزی هم بیشتر. ویژگی دیگری که دارد تمرکز روی هر قسمت بدن که هست قسمت های دیگر را باید ثابت نگه داری حرکات و شمارش بی حساب کتاب ندارد
حالا که کمربند سطح سه را هم گرفته ام گاهی اوقات در کلاس فکر می کنم اینقدر کلاس پیلاتس خلوت نبود که اگر مردم می دانستند و باز هم اگر می دانستند که  پیلاتس چگونه ورزشی است